مدیریت ریسک Risk Management
الگوی مدیریت ریسک مجموعه ای از وظایف که بهصورت یک سری فعالیتهای پیوسته در سرتاسر چرخه عمر یک مأموریت می باشند و عبارتنداز:
1) شناسایی ریسک ها
2) تحلیل
3) برنامه ریزی
4) پیگیری
5) کنترل
وظایف پیوسته در مدیریت ریسک:
وظایف پیوسته مدیریت ریسک در قسمت پایین معرفی گردیده اند. هر ریسکی بهطور طبیعی این وظایف را بهطور متوالی طی میکند، ولی فعالیتها بهصورت پیوسته، همزمان (مثلاً ریسکهایی پیگیری می شوند در حالیکه به موازاتش ریسکهای جدیدی شناسایی و تحلیل می شوند)، و تکراری (مثلاً برنامه کاهنده ای برای یک ریسک ممکن است برای ریسک دیگری مفید باشد) در سرتا سر چرخه حیات یک مأموریت اتفاق می افتند.
- شناسایی:
جستجو و مکان یابی ریسکها، قبل از مشکل ساز شدن آنها.
- تحلیل: تبدیل داده های ریسک به اطلاعات تصمیم گیری. ارزیابی میزان اثر، احتمال وقوع ومحدود؟ زمانی ریسکها و طبقه بندی و اولویت بندی ریسکها.
- برنامه ریزی:
ترجمه اطلاعات ریسک به تصمیم ها و فعالیتها (هم حال و هم آینده) و بهکارگیری آن فعالیتها
- پیگیری:
بررسی شاخصهای ریسک و فعالیتهای کاهنده.
- کنترل: اصلاح انحرافات نسبت به برنامه های کاهنده ریسک.
- ارتباطات:
اطلاعات و بازخورهای بیرونی و درونی از فعالیتهای ریسک، ریسکهای موجود و ریسکهای پدید آمده فراهم میسازد.
استراتژیهای مدیریت ریسک
وقتی که ریسکها شناسایی و ارزیابی شدند، تمامی تکنیکهای اداره ریسک در یک یا چند طبقه از چهار طبقه اصلی قرار می گیرند:
مفهوم مدیریت ریسك در بیمه
پیچیدگی محیطی، شدت رقابت، رواج تكنولوژی های نو و پیشرفته، توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات، شیوه های نوین عرضه كالاها و خدمات، مسایل زیست محیطی و سمت گیری سازمانها از داراییهای مشهود به نامشهود و... از عوامل عمده ای است كه موجب شده است سازمانها و بنگاههای اقتصادی در دوران حیات خود با ریسك های بسیار متعدد و خطرات زیاد و حتی پیش بینی نشده مواجه شوند. به همین جهت به منظور كاهش ریسك و جبران زیانهای ناشی از آن امروزه در ادبیات علمی انواع مدیریت ریسك نظیر مدیریت ریسك بنگاه، مدیریت ریسك كسب و كار و مدیریت ریسك استراتژیك مطرح شده و هریك جایگاهی خاص دارند.
بدیهی است هر سازمان باتوجه به ماهیت كار خود، ریسك های گوناگونی را تجربه می كند و در شرایط متحول امروز، اساسا موفقیت هر بنگاه به تسلط آن بر ریسك ها و نوع مدیریتی است كه بر انواع ریسك ها اعمال می كند.
مدیریت ریسك زمانی معنا و مفهوم می یابد كه شرایط با احتمال متحمل شدن زیان و عدم اطمینان مواجه شود. این نوع مدیریت شامل حوزه های گسترده ای است كه مسایل مالی، عملیاتی، تجاری، استراتژیك و حوزه وسیعتری به نام حوادث خطرآفرین را دربرمی گیرد. درمجموع مدیریت ریسك فرایند سنجش یا ارزیابی ریسك و سپس طرح استراتژیهایی برای اداره ریسك است.
متفكران چهار استراتژی متداول برای مدیریت ریسك برشمرده اند: انتقال ریسك (قبول ریسك توسط بخش دیگر)، اجتناب از ریسك (عدم انجام فعالیتی كه موجب ریسك شود)، كاهش ریسك (شیوه هایی كه موجب كاهش شدت زیان شود)، و پذیرش ریسك (قبول زیان در هنگام وقوع).
اما نكته اصلی در بنگاههای اقتصادی ما این است كه نگاه استراتژیك درمورد شناسایی مدیریت ریسك در آنها وجود ندارد؛ به طوری كه جایگاه خاصی برای این نوع مدیریت در سازمانها و بنگاههای ما تعیین نشده است.
بدیهی است باتوجه به شرایط پیچیده و رقابتی كسب و كار در عصر امروز، مدیریت ریسك بیش از گذشته اهمیت خود را بازیافته و مدیران برای بقای بنگاههای خود و كاهش زیان ناگزیرند به آن روی آورده و متعهد به اجرای آن باشند.
ریسك دلیل وجود بیمه است و بدون ریسك درواقع بیمه مفهوم خود را از دست می دهد. كار بیمه گری با ریسك و ریسك پذیری و كاهش ریسك و محاسبه ریسك سروكار دارد. عده ای می گویند كار مدیر ریسك همان مدیریت واحدبیمه ای سازمان است كه به نظر می رسد یك دید محدودی است، عده ای دیگر معتقدند هر مدیری، مدیر ریسك است و هركسی در كار خودش ریسك پذیری دارد.
در سالهای اخیر عنوان جدیدی به گروههای مدیریتی اضافه شده به نام مدیریت ریسك. قبلا نیز تحت عنوان امور ایمنی آن را می شناختند. امور ایمنی؛ یعنی كلیه اقداماتی كه حصول اطمینان از ادامه فعالیت موسسه را مقدور می سازد.
مفاهیم مربوط به مدیریت ریسك را می توانیم در سه گروه خلاصه كنیم: گروهی معتقدند كه اداره كلیه ریسك هایی كه یك شركت یا یك موسسه در معرض آنهاست، در حیطه وظایف مدیریت ریسك است. گروه دوم معتقدند مدیریت ریسك منحصرا مربوط به اداره ریسك های حقیقی است و گروه سوم مدیریت ریسك را درواقع نام دیگر واحد امور بیمه ای سازمان می نامند. به هر صورت مدیریت ریسك را فرایند یافتن و به اجراگذاشتن روشهای مقابله با ریسك باید دانست و به عبارت دیگر مدیریت ریسك به مجموعه اعمالی گفته می شودكه بتواند دارائیهای یك موسسه و بنگاه اقتصادی را حفظ نماید.
شركتهای
بیمه، خیلی از ریسكها را بیمه می كنند. در كشور ما فرهنگ بیمه و خدمات بیمه با مكانیسم روز دنیا و كشورهایی كه ضریب نفوذ بیمه در آن بالاست فاصله دارد و به عبارتی صنعت بیمه ما در بیمه های سنتی فعال است و در بیمه های غیر سنتی فعال نیستیم. بیشتر پرتفوی شركتهای بیمه ما همان بیمههای سنتی است. البته چندسالی است كه در بیمه های جدید هم شركتهای بیمه وارد شده اند مانند فعالیت در بیمه های نفت، گاز و پتروشیمی و به طوركلی بیمه های انرژی و... .
جنبه خوشایند ریسك را می توان شانس نامید. حال اگر بخواهیم از این دید وارد مقوله بیمه شویم، ببینیم كار بیمه گر چیست؟ بیمه یك كار تعاونی است و بیمه گر باید ریسك ها را طبقه بندی كند، صاحبان ریسك های یكنواخت را دور هم جمع كند، یك صندوق تعاون تشكیل دهد، از همه حق عضویت بگیرد كه ما آن را حق بیمه می نامیم. تا به این ترتیب اگر برای عده ای حادثه ناخوشایند پیش بیاید، آن را پوشش بدهد. به این ترتیب آیا میتوان كار اصلی بیمه گر را پرداخت خسارت دانست؟ خسارت اصولا بار منفی دارد و كسی نمی خواهد متحمل خسارت شود. اما اگر از نگاه دیگر بگوییم بیمه گر به جای پرداخت خسارت، فروشنده تامین است؛ یعنی به همه كسانی كه دور صندوق تعاون بیمه جمع می شوند، تامین می فروشد تا آنها با آسودگی خیال به كسب و كار روزمره شان برسند. در این حالت دیگر بیمه یك امر ناخوشایند نیست و كار بیمه گر فقط پرداخت خسارت نیست. بنابراین پرداخت كنندگان حق بیمه نباید درانتظار خسارت باشند، بلكه باید خوشحال باشند از اینكه حق عضویت پرداخت می كنند. حال اگر برای كسی اتفاق ناخوشایند افتاد، بیمه گر خسارت آن شخص را جبران می كند. در این حال بیمه گر را فروشنده تامین میدانیم.
صحبت شد كه ریسك در بعضی مواقع هم خوب است. بله در بعضی از رشته های بیمه همین گونه است. انواع بیمههای پس انداز و بیمه های به شرط حیات از این نوع محسوب می شوند. ایفاء تعهدات بیمه گر وقتی است كه خسارت اتفاق می افتد. اغلب حوادث معمولا ناگوار است. مانند حوادث آتش سوزی، سیل و زلزله. اما مواقعی است كه حادثه خوش آیند است، مثلا فردی پولی را در بیمه پس انداز كند و حق بیمه پس اندازی می پردازد، اگر بعد از مدتی مثلا بیست سال زنده بود، بیمه گر سرمایه بیمه را به او بپردازد. این نوع بیمه ها را پس اندازی یا بیمه تشكیل سرمایه می گویند. بنابراین در این حالت، بیمه یك امر خوشایند است. شركتهای بیمه به همین ترتیب بیمه تشكیل جهیزیه را نام گذاری كرده اند.
در تمام انواع بیمهها نقش بیمه گران را در كاهش خسارتهای مالی و جانی نباید نادیده گرفت. بیمه گران در فرایند بیمه كردن ریسك ها انگیزه و تمایل زیادی برای شناسایی و ازبین بردن شرایط خطرزا دارند و ازطرق مختلف ازجمله بازدیدهای اولیه ای كه از ریسك ها انجام می دهند و یا تخفیف هایی كه در میزان حق بیمه ریسك های خوب و ایمن می دهند و یا تخفیف هایی كه به علت عدم ایجاد خسارت در بعضی از رشته های بیمه ای مانند بیمه های اتومبیل می دهند، این نقش را ایفاء می كنند و وقتی حادثه و خسارتی رخ می دهد بیمه گر تلاش می كند تا علت حادثه را بداند تا بتواند ریسك مربوطه را در آینده كاهش دهد. به همین دلیل است كه حق بیمه قابل پرداخت از طرف بیمه گذار متناسب با خطری است كه موردپوشش قرار میگیرد و درواقع می بایست ما به این نقش بسیار مهم بیمه گر در افزایش ایمنی جامعه نیز توجه داشته باشیم. در كشورهایی كه فرهنگ بیمه توسعه یافته است، بیمه گران به مسائل پژوهشی و تحقیق درخصوص موادمقاوم، روشهای جدید ساخت و ساز و... اهمیت بسیاری می دهند. در نوبت بعدی درمورد انواع بیمه ها صحبت خواهم كرد.
حق بیمه را محاسبه گران بیمه یا اكچوری ها حساب می كنند كه تقریبا آمارگران مالی هستند. در دنیا این نوع محاسبه گران خیلی پولدارند. یعنی بالاترین نرخ حقوق را در انگلستان به همین افراد پرداخت می كنند. ولی بنیان كار اینها آمار و اطلاعات است.
در كشورهای پیشرفته، چیزی به نام شركتهای تعیین ریسك اعتباری یا
(CREDIT RATING AGENCY) داریم. این نوع شركتها در بازار ریسك فعالیت می كنند. یعنی یك سری سازمانها درست می شوند كه افراد حقیقی یا حقوقی را از نظر ریسك طبقه بندی می كنند. وقتی شما می خواهید كارت اعتباری بگیرید می گویند اول با آن موسسه یا شركت صحبت كنید تا ریسك شما مشخص شود. سازمانها به راحتی اطلاعات را با هم ردوبدل می كنند و دادن اطلاعات چیز بدی نیست.
یك شركت بیمه گر نمی تواند براساس اطلاعات چند سال قبل كار كند و درنتیجه نمی تواند حق بیمه را درست حساب كند. ایران
متاسفانه شركتهای بیمه كشور ما از لحاظ در اختیار داشتن محاسبین فنی بیمه خیلی فقیرند. در شركتهای بیمه تعداد افرادی كه محاسبات بیمه ای را براساس آمارهای علمی انجام بدهند بسیار اندك هستند. شایان ذكر اینكه ضریب نفوذ بیمه در سالهای اخیر در كشور ما بیشتر شده است و از
4/0 درصد به 2/1 درصد رسیده است. درست است كه ضریب نفوذ بیمه در كشور در ده سال اخیر حدود سه برابر شده است، ولی هنوز از لحاظ توسعه فرهنگ بیمه نسبت به كشورهای توسعه یافته، فاصله زیادی داریم.
این امر نشان می دهد كه جای كار خیلی زیاد است. بخصوص در رشته بیمه های عمر، بیشتر محاسبات ما به دلیل فقری كه در این قسمت ازنظر تعداد محاسبین فنی داریم، علمی و آماری نیست. لذا یكی از نیازهای اصلی شركتهای بیمه، همین موضوع محاسبات فنی بیمه و كارشناسان آن است.
نه فقط درمورد محاسبات فنی بیمه (ACTUARY)، بلكه درمورد بیمه هایی هم كه مورداستفاده قرار می گیرند ضعف داریم. به همین دلیل بیمه های اتكایی ما اغلب به خارج بازمی گردد و در داخل چیزی قابل توجه نداریم. یك بخش محاسبات فنی بیمه به جداول مرگ و میر باز می گردد كه مربوط به كشورهای دیگر مثلا فرانسه است. بنابراین متاسفانه در این حوزه جداول مرگ و میر متعلق به خودمان نیست و از كشورهای دیگر به عاریت گرفته ایم.
خلاصه :
برای تجهیز مدیران و سازمانها درجهت استفاده از مدیریت ریسك، زیرساخت های اطلاعاتی لازم است كه خارج از حوزه اختیارات مدیران است و باید در سطح كلان كشور فراهم شود. این بحث به طورطبیعی ما را به مدیریت ریسك هدایت می كند. ریسك ها را براساس دو پارامتر مهم ارزیابی می كنند: شدت یا تاثیر، و تكرار. اگر ریسك هایی باشند كه زیاد تكرار شوند و تاثیرات كمی داشته باشند، این نوع ریسك ها را متداول یا هزینه های جاری شركت می نامند و ما زیاد نگران آنها نیستیم.
اگر ریسك هایی باشند كه اتفاق می افتد، ولی تاثیرات آنها زیاد باشد، شركتها گاهی آگاهانه آنها را قبول میكنند یا می پذیرند. ریسك هایی هم هستند كه تكرار می شوند، ولی شدت آنها كم است مانند تصادفات اتومبیل و آتش سوزی ها كه شركتهای بیمه درمورد آنها اطلاعات دارند و بیمه، این نوع خدمات را ارائه می دهد.
کلیه حقوق سایت متعلق به گروه آتی سازان می باشد.©
نشانی :خیابان سپاه، نرسیده به میدان سپاه، کوچه زرگرانی، پلاک 3، طبقه اول
تلفن:77600660 - 021(5 خط ویژه)